| انسان اراده ی خویش را صرفا در مسیری اعمال می کند که به غایات و خواسته های او منجر می شود. همین غایات یا اهداف هستند که در وجود او برای کار کردن ایجاد انگیزه می کنند. اگر بخواهیم به زبان روز سخن بگوییم باید گفت انسان اراده ی خویش را صرفا در جهت برآورده ساختن نیازهایش اعمال می کند و این نیازها اگر تنها به محدوده ی مادی وجود آدم باز گردد فقط و فقط با پول براورده می شود. بدین ترتیب است که پول [هر چند خود فی نفسه مطلوب انسان نیست] از آنجا که مقدمه ی تامین همه حوائج مادی است،غایت آمال او می شود و به تنها عاملی که اراده ی او را بر می انگیزاند تبدیل می شود.
این درد همه گیر بشر است و دردی هم نیست که از طریق داروهای شیمیایی و صنعتی درمان شود.
وقتی انسان ارزش کار خود را صرفا با پول بسنجد، دیگر کار تبدیل به یک عمل مکانیکی می شود که هیچ ارتباط و پیوندی با روح و اعتقادات انسان ندارد.
در سیستم کارخانه ای ، کارگر و کارمند پیوند اعتقادی خویش با کارش را از دست می دهد و بالاجبار ، فقط برای امرار معاش دست به کار می زند و از آنجا که همه احتیاجات او با پول براورده می شود ، این پول است که غایت آمال و مبدا و میزان همه ی ارزشها می شود.
کارمندان ما نیز - بجز عده ی قلیلی - همه برای پول است که کار می کنند و اینچنین است که کار کردن دیگر معنای خود را از دست داده است. آنها منتظرند تا ساعات مشخص کار در اداره پایان یابد و به خانه هایشان بروند و زندگی واقعی آنها تازه از آن لحظه است که آغاز می شود.
آیا ساختار اداری یا نظام تشکیلاتی جامعه اسلامی هم باید بر مبنای اصالت پول باشد؟
تلخیص و تصرف از مقاله «دیکتاتوری پول یا اقتصاد صلواتی» نوشته شهید آوینی

+ نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1387ساعت 23:23 توسط مهدی تقوی
|
|